برهان الدين محقق ترمدى
83
معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )
قاسم 199 مىگويد : « علما را بر چهار قسم يافتم بعضى مترو كند همچون اسب افسارگسسته در بيابان سرگردان مىدود هرك را در چشم غبارى بود پندارد كه بر آن اسبسواريست كه مىدواند در پى مقصودى در عقب او روان شود در بيابان و هرك را ديده از غبار و ظلمت پاك شد داند كه آن اسب افسار گسسته است پى او نرود و نشان پاى او نگيرد و قسم دوم از علما آنهااند كه دربند آنند كه افسار بگسلد طبع را تيز مىكنند و دانش مىورزند به نيّت آنك سر خويش گيرند و سركشى كنند و قسم سيم آنهااند كه همچو اشتر مست خبر ندارند از افسار و افسار گسستن مستند در لذّت عبادت خدا ايشان را جذب كرده و ربوده شدند و به خود مشغول گردانيد قسم چهارم سخت غريبند واقفند بر احوال عالم كه افسارگسسته كيست و مست كيست و هشيار كيست و آن مصطفى است عليه السّلام و آنها كه ايشان را برادر خواند كه وا شوقاه 200 الى لقاء اخوانى » پس لاجرم فرمود كه : « فاعلم » تو بدان يگانگى مرا كى اين دانستن غير ترا نيست و اين دانش به تحصيل حاصل نشود بلك بسبب خلعتهاى ما و كرامات ما پس چنانك خلعتهاى ما دريايى بىپايانست اين علم تو هم درياى بىپايانست حارث محاسبى مىگويد : 201 « اوّل علم توحيد گفتن لا إله الّا اللّه به زبان باشد و دوم آن باشد كه چون بپرسند كه خالق چون غير او نيست پس بدى را و كفر را او آفريده باشد و از او باشد چون به نيّت او مىرود مىكوش تا بيفزايى » جعفر 202 گفت كه : « فاعلم انّه لا إله الّا اللّه قطع علّتهاست و اسباب از سوى ما هست و از